نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

پرنسس ما 1 ساله شد

سلام فرشته کوچولوی مامانو و بابادو؛ عروسک کوچولولوی مامان بالاخره اون روزی که من و بابایی منتظرش بودیم رسید روزی که بودنش آرزوی هر پدر و مادریه.من همیشه با خودم روز تولدت رو تو افکارم نقاشی می کردم تا یه تصویر زیبا ازش بسازم ،البته ؛تو سر منشا همه زیبا یی هایی ،با وجود تو هر زشتی زیبا میشه .ولی خوب  مادرم دیگه!!!خلاصه مامان تصدقت بشه انقدر تصویر نقاشی کردم که جشن تولدت از نقاشیهام خیلی خیلی زیباتر شد و این زیبایی هارو اول مدیون عشقم (پدرت) هستم که واقعا برای راحتی من و برگزاری یک مجلس خوب همه تلاشش کرد و بعد همه مهمونای عزیز که قدم رو چشم ما گذاشتند ومجلسمون رو با حضور گرمشون باشکوه تر کردند. عسلم جشن تولدت با تم زنبور ...
19 مرداد 1393

گشت و گذار به سمت فشم

سلام به دختر خوشمزه مامانی؛ نیکا جونم روز چهار شنبه 93/4/8 من و تو و بابایی به همراه خانواده عمه جونی و خانواده عمو احمد و خانواده آقا سید و عمو مهدی دوست بابایی و خانومش و منیژه خانم و مرضیه خانم به دعوت عمو احمد رفتیم سمت فشم وخیلی خوش گذشت از اونجایی که شما خیلی "دد"رو  دوست داری کلی ذوق می کردی .صبح  ساعت 7/5 حرکت کردیم و تا غروب اونجا بودیم.عزیز دلم بقیه حرفام با دیدن عکسای خوشملت می فهمی. مامانی بهتر تو هم بدونی اینجایی که نشستی من و عمه جون و لیلا جون و آمنه جون با کلی ترس و لرز شما بچه هارو از یه ارتفاعی که راهش بد بود به اینجا اوردیم که بازی کنین و کلی هم خندیدیم ومن مثلا مامان شجاع بودم و از همه زودتر ...
11 مرداد 1393
1